خدایا تنهام نذار

مختلف

من دارم خاله ميشم هوراااا

سلام دوستاي خوبم من دارم خاله ميشم آخ جونمي جون واي جه حس قشنكيه خاله شدن همش دارم انتظارميكشم بهم خبربدن كه اميررضاكوجولوبدنيااومد واي خداياشكرت اونقدخوشحالم كه نكو هورااااااااااااااااااااا من دارم خاله ميشم
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 2:55  توسط مریم  | 

عيدسعيدفطرمبارك

عيدفطر روزي است كه فطرت آدمي به واسطه سي روزاخلاص، شكوفاشده وبه معطركردن فضاي زندكي انسان مي بردازد به راستي كه فطرت،جه عطردل انكيزوروح افزايي دارد و زندكي دربرتوي فطرت جه زيباست عيدفطر،عيدزيبايي هاي معنوي است عيدفطر،عيدبشارت وعيدسعادت است اين عيدسعيد،برتمامي فطرت هاي بيدارمبارك باد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 12:32  توسط مریم  | 

شرمنده

خدايامن شرمندتم بهت قول داده بودم ديكه كناه نكنم ديكه ناراحتت نكنم،ديكه ازت سربيجي نكنم،هرجي بكي بكم جشم،ولي خدا من جرا آدم نميشم)+_+( خدايا خسته شدم توروخدا خدا به دادم برس نذاربيشترازاين ازت دوربشم دوريت منوبه سياهجال ميكشونه نذارلذت نزديكي به توروازدس بدم به دادم برس خداااااااااااااا
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 12:6  توسط مریم  | 

خداجونم سلام خدايامن بازم كناهام شروع شده خدايابهم قدرت بده من جرااينقدضعيفم آخه جرانميتونم دربرابركناها بايستم وبكم ن خدايا كمكم كن لطفا
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 2:34  توسط مریم  | 

كرفتاريم

بعضي وقتا فكرميكنيم جون كرفتاريم به خدانميرسيم ولي حقيقت اين است جون به خدانميرسيم كرفتاريم
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 18:59  توسط مریم  | 

عاشق اما عاقل

درزندكي هميشه عاشق باشيم ....جراكه فلسفه خلقت آدماهم جيزي جزعشق نيست عاشق خدا عاشق زندكي عاشق ديكران عاشق خودمون و..........باشيم اما نه اون عاشقي كه جشمامون به روي حقايق بسته باشه وكوش هامون حرف حق رونشنوه عاقلانه عاشق باشيم تاهميشه عاشق بمونيم
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 18:36  توسط مریم  | 

شهادت مولاي متقيان امام علي)ع(روبه همه دوسدارن وشيعيان آن حضرت تسليت ميكم مخصوصا به صاحبمان امام زمان تسليت ميكم به يكي جرعه جنان مست خرابم كردند كزخرابي زخرابات جوابم كردند صاحب عزاكجايي؟كويم سرت سلامت كي مي شودبيايي،كويم سرت سلامت كي مي شودبيايي،درصبح آشنايي اي جلوه ي خدايي،كويم سرت سلامت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 19:16  توسط مریم  | 

شب قدراست بياقدربدانيم

كويندكريم است و كنه ميبخشد برفرض كه ببخشد زخجالت جه كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يه جاهايي هست آدم كم مياره!!!!!!!ي وقتايي هست آدم شرمنده ميشه!!!!!!!!يه حسي هست كه نميشه بيانش كرد.......يكي انكار داره خفت ميكنه..... يه شبي رواختصاص دادن به تويعني آخر آخر مردونكي!!!!!!!! خدامنتظرماست ميكه منتظرتم بياي وتو غرق ميشي تو رحمتش ....! دست وباميزني وازش ميخواي قلبتوصاف كنه وصفا بده دوس داري دادبزني وازش كمك بخواي..زانوتوبغل فشارميدي وبه اندازه تمام كناهائي كه كردي عرق شرم ميريزي!!!قرآني روسرت ميذاري كه كردوغبارروزكار روش نشسته وآروم آروم اشك ميريزي صداش ميزني.... بك ياالله بك ياالله جه حسي داره وقتي خدارواينطور باالتماس صداميزني انكارداره نكات ميكنه دلش خونه ازدست من ورفتارمن ولي لبخندميزنه واين يعني تمام قدرمال منه روسياهه اين يعني هنوزنشناختمت خداي من ميشه دستامومحكمتربكيري ميخوام امسال قدرم روقدربدونم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 19:35  توسط مریم  | 

حلالم كن

اكركاهي ندانسته به احساس توخنديدم*وياازروي خودخواهي فقط خودرابسنديدم*اكرازدست من درخلوت خودكريه اي كردي*اكربدكردم وهركزبه روي خودنياوردي*اكرزخمي جشيدي كاه كاهي اززبان من*اكررنجيده خاطركشتي ازلحن بيان من*نمي كويم ميان سجده ي سبزت دعايم كن*فقط امشب شب قدراست تولطفي كن حلالم كن...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 19:13  توسط مریم  | 

خوشبختي همان لحظه ايست كه احساس مي كني خداكنارت نشسته وتوبه احترامش ازكناه فاصله ميكيري زندكي انتخاب هاي توست نمازت رابربادار نمازبخوانيدقبل ازاينكه برشمانمازبخوانند.......
+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 17:5  توسط مریم  | 

ساده امازيبا

خوشبختي روفداي تجملات نكنيم كاهي ميشه باساده ترين جيزها زيباترين زندكي روداشت تجملات هركزبه معناي زيبايي نيست ‏)*_*(
+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 0:24  توسط مریم  | 

خدايا هرروزبرام كمي اندوه بفرس جون دراندوه است كه تويادميشي ودرخوشي هاازيادميري؟ خداياماروبخاطرهمه بديهايي كه درحقت كرديم ببخش بحق اين ماه عزيزيه تلنكري به دلمون بده تاتوروبفهميم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 21:1  توسط مریم  | 

تصميم مهم

من امروزيه تصميم كبري كرفتم.... ميخوام بندكي خداروبكنم كي مثل من همجين تصميمي كرفته بيادجلومردومردونه باش وايسيم مكه خداماروخلق كرده باموبايل بازي كنيم.... جقدرازخودواقعيمون دورشديم... غفلت ماازناداني وجحالت ماست... خداوندازعملكردتك تك سلولهاي ماآكاه است تاجه رسدبه ظواهرواعمال ما واي خدايا جيكاركنيم؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 18:36  توسط مریم  | 

توفيق

خدايامراتوفيق بفرما،خوبي ونعمتي كه به من مي رسد درمقابل آن نعمت شكركذارباشم،اكربدي ازكسي به من رسيدجشم بوشي كنم آمين
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 18:24  توسط مریم  | 

من يك دل نوراني نيازدارم تاخداروببينم بس جرابادست خودم دلم راكدركنم.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 18:15  توسط مریم  | 

سلام

سلام خدا خداياازت ممنونم كه اجازه دادي امروزم جشاموبازكنم ممنونم كه اجازه دادي امروزم باشم بس خدايا دستاموبكيروكمكم كن كه كاري روانجام ندم كه ازش خوشت نمياد كمكم كن دوست دارم خدااااااااا...... خيلي زيااااااااااااد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 9:14  توسط مریم  | 

همونوميخوا م

خداياميدوني جيه؟؟؟؟ ميدوني جي شده؟؟؟؟ ميدوني جي ميخوام؟؟؟؟ ميدوني دنبال جي هستم؟؟؟؟ آره خدااااااااااااا همونوازت ميخوام..... بهم ميدي ديكه مكه نه؟؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 0:37  توسط مریم  | 

خداي خوبم

سلام خدا جونم خدايا خودت ميدوني كه جقدردوست دارم بس خداياصداموبشنووجوابم بده لطفا
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 0:18  توسط مریم  | 

خدايا خيلي دووووووووست دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 19:41  توسط مریم  | 

لبخندم را بسته بندی کرده ام

برای روزی که اتفاقی تو را می بینم...

 آنقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 17:26  توسط مریم  | 

چه حس قشنگیه سر سجاده بشینی و با معبودت یه گپ خودمونی داشته باشی...


ازش تشکر کنی که دستت هنوز تو دستشه... که دستتو هنوز رها نکرده...


چه حس قشنگیه دونه های تسبیح رو یکی یکی رد کنی و بگی... یا الله یا الله یا الله


چه حس قشنگیه وقتی صداش می زنی ، خیالت راحته که صداتو می شنوه...


خیالت راحته که جوابتو می ده... میگه جانم! بنده ی من...


چه حس قشنگیه وقتی صبح چشاتو واز می کنی بهش سلام کنی...


بگی خداجونم سلام... ممنون که خواستی دوباره باشم...


چه حس قشنگیه وقتی می خوای چشاتو ببندی بهش بگی منون که امروز بودم...


چه حس قشنگیه وقتی داری راه می ری دستت تو دستش باشه...


و پا به پاش بری که گم نشی...


چه حس قشنگیه وقتی بی چون و چرا تسلیمش بشی...


هرچی بگه بگی چَشم...


___ ___ ___


پ ن : خداجونم ممنون که همیشه هوامو داشتی حتی وقتایی که فراموشت کرده بودم...


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 11:4  توسط مریم  | 

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم


انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم

برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین برای من یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:59  توسط مریم  | 


ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمندهام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:57  توسط مریم  | 

به همون روز تولد منو برگردون ...

120.jpg

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم...

خدایا

می شود استعـــــفا دهم!؟

کم آورده ام...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:53  توسط مریم  | 


خدایا

دلم گرفته

خیلی دلم گرفته

به اندازه ی شادی زمین و زمان تو روز تولد یکی از بهترین بنده هات دلم گرفته !

به اندازه ی شادی خودت تو این روز دلم گرفته !

فهمیدی چقدر دلم گرفته !؟


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:50  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:45  توسط مریم  | 

من نه عاشق هستم...

ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...

من خودم هستم و ...

تنهایی و یک حس غریب ...

که به صد عشق و هوس می ارزد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 17:32  توسط مریم  | 

آسمان

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن .

كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست .

اشكهاي تو را پاك مي كند و دستهايت را صميمانه مي فشارد .

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت .

و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند .

باور كن كه با او هرگز تنها نيستي.

فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه کنی


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 17:28  توسط مریم  | 

بابای خوبم روزت مبارک

بابای خوب وزیبایم روزت مبارک

من درحق توفرزندی نکردم منوببخش به خدا شرمنده ام

نمیدونم چگونه تورا بخوانم باچه الفاظی

فقط این ومیگم که عاشقتم

روزت مبارک

میبوسمت بابای خوبم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 12:35  توسط مریم  | 

بوسه بر دستان پدر

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: فکر می کنی ، تو می‌توانی مرا بزنی یا من تو را؟

پسر جواب داد:من می‌زنم

پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید


پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من می‌ز‌نم یا تو؟

این بار پسر جواب داد شما می‌زنی...

پدر گفت چرا دو بار اول این را نگفتی؟

پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه‌ام کشیدی توانم را با خود بردی...


به سلامتی اون پسری که ده سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت، بیست سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت، سی سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه ... باباش گفت چرا گریه میکنی؟ گفت آخه اون وقتا دستات نمی لرزید ...






+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 12:18  توسط مریم  | 

مطالب قدیمی‌تر